|
بهبهان شهر ما
|
||
|
در باره بهبهان |
مطالب فوق الذکر در سایت آتیه بهبهان منتشر شده و حاکی از اتفاقاتی است که در منصوریه به وقوع پیوسته . دلیل و ریشه این مساله هر چه باشد حاکی از عمق وخامت اوضاع فرهنگی و اجتماعی شهر بهبهان دارد که در عقب ماندگی و محرومیت بی دلیل آن خلاصه میشود . منصوریه می توانست یکی از بهترین مکانهای باغداری و گردشگری جنوب ایران باشد و اکنون در این وضعیت بسر میبرد .
جعفر شریف امامی ( از آخرین نخست وزیران حکومت پهلوی ) در کتاب خاطرات خود از سفری که در دهه 30 و تحت عنوان وزیر کشاورزی به بهبهان داشته اند یاد میکند و ضمن تشریح اوضاع نامناسب آب بهبهان که از برکه های پیرامون شهر تامین میشده از منصوریه هم یادی کرده است. او منصوریه را یک مکان فوق العاده برای کشاورزی و باغداری میبیند و از انتخاب این منطقه به عنوان منطقه نمونه باغداری سخن به میان می آورد. بار دادن درختان انگور یکساله در منطقه ای چنین گرمسیر به شدت تعجب او را بر می انگیزاند . ( رجوع کنید به کتاب خاطرات جعفر شریف امامی )
منصوریه تنها یادگار باغستان های پیرامون شهر ارجان است که اینک متاسفانه روزگار خوشی ندارد. اوضاع فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی این روستا که تابع شرایط فرهنگی شهر متعلق به آن یعنی بهبهان است به هیچ عنوان شایسته چنین منطقه مستعد و برخورداری نمیباشد. البته منظور از برخوردار سرمایه های بالقوه ایست که در صورت اندک برنامه ریزی میتوانست منصوریه را به قطب باغداری و حتی صنعتی و گردشگری شهر بهبهان و منطقه پهناور ارجان تبدیل کند. اتفاقات ناخوشایندی که اینک در منصوریه شاهد آن هستیم به زودی تاثیر خود را بر شهر بهبهان هم خواهد گذاشت و روح نا امنی و تعدی بر همه جغرافیای شهر ما مستولی خواهد شد. باید به فکر بود و باید برای حل ریشه ای مسایل و مشکلاتی که اینک گریبان ما را گرفته چاره اندیشید. منصوریه منطقه ایست که در برزخ شهر و روستا باقی مانده و به هزار و یک دلیل منطقی و غیر منطقی امکان هر گونه رشد و توسعه از آن سلب شده است. جمعیت نا همگون و مهاجرانی که بیشتر حاشیه نشین مینمایند اوضاع اجتماعی و فرهنگی این منطقه را به شدت متاثر کرده و ساکنین اصیل آن را در تنگناهای فراوان قرار داده است .
چه کسی پاسخگو است؟
آقای شجاعپوریان در مصاحبه ای که در سال 81 با
نشریه خود ( همدلی ) داشتند در مورد پالایشگاه
بیدبلند 2 اینچنین اظهار نظر کردند :
پالایشگاه بیدبلند 2 بدون اغراق قصه ای طولانی و درد آور دارد. متاسفانه به دلایلی چند مکان پالایشگاه از بیدبلند که قبلا توافق شده بود به پازنان منتقل شده بود . ما دیدیم که در مقابل یک عمل انجام شده قرار گرفته ایم که در صورت کوتاهی نسل امروز و آینده بهبهان ما را نخواهد بخشید . از این رو با تمام توان وارد قضیه شدم و پس از هفت یا هشت ماه پی گیری شبانه روزی و بکار بستن همه توان مادی و معنوی این مساله حل گردید ......( نشریه همدلی 30 تیر 1381)
اما سوالهای اساسی که اینک به دنبال پاسخ آن هستیم این است که :
1- آیا هم اکنون دفاتر اداری و ادارات مرکزی این پالایشگاه در بهبهان قرار دارند ؟( مطمئنا خیر )
2- آیا پازنان بخشی از بهبهان نیست و آیا بهتر نبود بجای تاکید بر احداث پالایشگاه در محل فعلی تلاشی همه جانبه برای برگرداندن منافع منطقه نفت خیز پازنان به شهر بهبهان انجام میشد ؟
( منطقه پازنان بخش مهمی از شهرستان بهبهان است که منابع نفتی آن بین دو شهر امیدیه و گچساران تقسیم شده است )
3- آیا احداث پالایشگاه بید بلند 2 در محل فعلی بیشتر اقتصاد دهستان تشان ( محل تولد آقای دکتر ) را شکوفا خواهد کرد یا شهر بهبهان را ؟
4- چرا آقای دکتر هیچ تلاشی در بر گرداندن نام پالایشگاه از بید بلند 2 به پالایشگاه گاز بهبهان از خود نشان نداد.
و اکنون دکتری که دیگر نیست اما هر جایی که صحبت از خدمات خود به مردم بهبهان میکند منت این پالایشگاه را بر سر مردم بی نوای بهبهان نازل میکند.
تعداد طرحهایی که پسوند ملی بر خود دارند و در محدوده شهر بهبهان پس از انقلاب اسلامی به تصویب رسیده اند شاید به تعداد انگشتان دست نرسد ، اما همین معدود طرحها نیز در چنبره بی برنامگی و عدم تامین اعتبار و مسایل اینچنین گرفتار آمده و به اتمام رسیدن آنها بعید مینماید.
کشتارگاه صنعتی بهبهان یکی از این طرحهاست که در ردیف شعارهای تبلیغاتی مرحوم زارعی ، آقای شجاعپوریان و حاج سید محمد موحد قرار داشته است و البته تا کنون به سرانجام نرسیده است. آنچه مشخص است زمان بهینه برای ساخت طرحی اینچنین بین 3 تا 5 سال میباشد ( 5 سال زمان بسیار بدبینانه است یعنی در بدترین شرایط 5 سال زمان برای ساخت آن در نظر گرفته شود )و صرف زمانی بیش از این حکایت از نا هماهنگی های فراوان در اجرای آن دارد. نزدیک 16 سال زمان برای ساخت یک کشتارگاه با هیچ دلیل و توجیهی پذیرفتنی نیست چرا که هزینه های متراکم شده در ازای معطل ماندن ساخت این کشتارگاه همه سود آوری سالهای آتی آن را زیر سوال خواهد برد. براستی دلیل این همه تاخیر در تکمیل و راه اندازی این پروژه چه میتواند باشد ؟
آیا امتیاز این طرح از ابتدا با بی میلی دولت به بهبهان اعطا شده است که تامین اعتبار آن ( احتمالا مهمترین دلیل برای طولانی شدن تکمیل این طرح ) با مشکل مواجه میباشد؟
آیا باید دلیل را در عدم مدیریت منسجم شهری در بین تصمیم گیرندگان امور شهرمان جستجو کنیم که مصالح ملی و محلی را فدای موارد دیگر کرده اند؟
و دلیل هر چه باشد ادامه این روند جز ضرر رساندن به بیت المال به دلیل اتلاف هزینه ها هیچ منفعتی نخواهد داشت .
امسال در ردیف بودجه های پیشنهادی دولت در بودجه سال 88 ردیف مستقلی به نام پروفسور حمید مولانا ( ایرانی مورد حمایت دولت و مقیم آمریکا ) با اعتبار حدود 370 میلیون تومان در نظر گرفته شده است .
آیا تامین اعتبار کشتارگاه بهبهان هنوز به اما و اگر ها وابسته است؟
آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامی
بهبهان رشد و توسعه
طی سی سالی که از انقلاب اسلامی در سال 57 میگذرد تحولات وسیع اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی هر گوشه میهن عزیز ما را در بر گرفته است. در دهه فجر هر سال مسوولان ملی و محلی طبق یک سنت قدیمی دستاوردهای انقلاب را در مقطع فعلی با شرایط ایران در سال 57 مقایسه میکنند. هر چند این کار فقط یک کار تبلیغاتی است و ارزش اقتصادی و علمی ندارد ( بسیاری از کشورها در همین سی سال پیشرفتهای به مراتب سریع تر و بیشتری از ما را تجربه کرده اند که نمونه آن کشورهای کره جنوبی و مالزی و اسپانیا و امارات متحده عربی و چین و ...... میباشند ، چرا که تکنولوژی و سیر تکامل آن در این چند سال سرعت سرسام آوری گرفته است ) اما همه ساله در کشور ما انجام میشود. اما آیا بهبهان 57 با بهبهان 87 هم میتواند نقطه اتکای مسوولان محلی و ملی برای یک کار تبلیغاتی باشد . براستی حجم سرمایه گزاری های صورت گرفته در بهبهان که تاثیر مستقیم بر زندگی مردم این منطقه داشته از ابتدای پیروزی انقلاب تا کنون چقدر است. آیا میتوان بهبهان 57 را با بهبهان 87 مقایسه کرد ؟ کشاورزی بهبهان اکنون نسبت به سال 57 چند درصد رشد داشته است؟ احداث دو سد بر مسیر آبهای جاری بهبهان چرا موجب رونق کشاورزی و تاسیس شرکتهای بزرگ کشت و صنعت در بهبهان نشده است ؟ در بخش صنعت که شرم بر چهره ما مینشیند وقتی میبینیم تنها کارخانه صنعتی احداث شده در قبل از انقلاب هنوز تنها واحد صنعتی شهر بهبهان است و البته اکنون فرسوده و زیان ده شده است ( کارخانه سیمان ) . در بعد بهداشت و سلامت براستی وضعیت اسف باری داریم. در این سالها یک واحد بیمارستانی در شهر ما ساخته شده است اما تجهیزات پزشکی و اصولا خود پزشک در این بیمارستانها وجود ندارند. سیستمهای مدیریت و سرمایه گذاری در شهر ما کماکان در بدترین وضع ممکن است نه تنها سرمایه های دولتی در شهر ما محلی برای خرج شدن پیدا نمیکنند که اجازه سرمایه گزاری بخش خصوصی بهبهان در صنایع و احداث زیرساختهای لازم برای رشد و توسعه داده نمیشود ( نمونه آن برخوردی که با پیشنهاد آقای بهبهانیان برای تامین هزینه های ساخت فرودگاه شد ). بهبهان امروز تقریبا دو برابر بهبهان 57 جمعیت دارد . بهبهان 57 مرکز اقتصادی و سیاسی منطقه جنوب شرق خوزستان و کهگیلویه و بویر احمد بود اما امروز در سایه رشد و توسعه ای که انقلاب برای شهر های پیرامون ما بوجود آورد ، بهبهان به حاشیه رانده شد . بهبهان در هیچ یک از تصمیم های ملی جایی ندارد و اصولا در این سالها بهبهان وجود نداشته است. مناطق ویژه اقتصادی ، مناطق ویژه کشاورزی ، مناطق ویژه گردشگری و مناطق ویژه علمی عنوان قوانینی بوده که در این سالها برای تسهیل امر سرمایه گزاری و جهت دهی به سرمایه های بخش خصوصی و دولتی ، شهر های بسیاری از کشور ما را متحول کرده است اما بهبهان در هیچ یک از این گروهها قرار نداشته است در حالی که بهبهان بالقوه حایز همه شرایط اقتصادی ، علمی ، گردشگری و کشاورزی برای رشد و توسعه میباشد . اینکه بهبهان هیچگاه مورد توجه قرار نگرفت نشان از تصمیم گیریهای ملی در سایه چانه زنی های محلی دارد که قویا در سطح بالای تصمیم گیری کشور ما وجود دارد. نمایندگان بهبهان در مجلس و مدیران بهبهانی تصمیم گیر در سطوح مختلف ملی هیچگاه توان دفاع از حقوق مردم بهبهان را نداشتند .
پی نوشتها:
1- بهبهان در سالهای پیش از انقلاب به عنوان یکی از اولین شهرهای ایران دارای سیستم مدرن جمع آوری و دفع فاضلاب شد .( به قول مرحوم سید : سالی که دگونبدو نبیده ایگوشو ته بهبهو کشیده )
یک دوست اصفهانی که عید چند سال پیش از بهبهان گذر کرده بود و فاضلاب سطحی بهبهان را که در کنار خیابانها و درون جویها مقابل منازل مسکونی دیده بود با تعجب از من میپرسید آخه چطور هنوز فاضلاب شهر شما زیر زمینی نشده است ؟
2- تا همین یکی دو سال پیش اگر مشکل پوستی داشتیم و نیازمند پزشک متخصص پوست باید دهدشت یا گچساران را برای مراجعه به پزشک متخصص انتخاب میکردیم.
3- بهبهان از سالهای میانی دهه 20 دارای سالن سینما بوده است . که اینکه همان تنها سالن سینما نیز تعطیل شده است.
4- در حالی که بسیاری از جاده های خلوت و فرعی در نقاط مرکزی کشور دو بانده میباشند ، جاده های شلوغ و پرتردد بهبهان در ارتباط با شهرهای دیگر کماکان با یک باند یا همان دو طرفه میباشند.
5- براساس سیاست ظالمانه بجا مانده از زمان طاغوت بهبهان کماکان از بهره مندی از منابع نفتی خود محروم است .
6- آب رودخانه خیر آباد بهبهان بدون منت و به عنوان حق مردم شهرهای حاشیه خلیج فارس از بهبهان تا بندر لنگه لوله کشی میشود اما لوله کشی آب این رودخانه تا شهر بهبهان به عنوان منتی بر سر مردم این شهر بیان میشود.
7-احداث جاده بهبهان – شهرضا که فاصله بهبهان تا مناطق مرکزی و همچنین پایتخت کشور را چندین ساعت کوتاه تر میکند در سایه توجه بیشتر به شهر تازه تاسیس یاسوج و به نفع این شهر تغییر جهت داده میشود.
8-
9-
10-و الی آخر
همیشه پای یک زن در میان است(این یک تحلیل کاملا شخصی است )


زنها فرشته اند ، انعکاس ، زن دوم ، حس پنهان فیلمهایی هستند که در سال 87 اکران شده اند و موضوع محوری آنها حضور زن دوم در زندگی مردان ایرانی است .به اینها اضافه کنید چهارشنبه سوری ، دیشب باباتو دیدم آیدا ، زن زیادی ، تله ،عروس فراری ، هوو ، زن بدلی ، توفیق اجباری ، کلاغ پر ، و........همچنین در تلویزیون به خصوص در سریالهای مناسبتی ماه رمضان در چند سال اخیر مثل "او یک فرشته بود " میوه ممنوعه " روز حسرت" و....این سوژه یعنی زن دوم از زوایای دید مختلف موضوع غالب فیلمهای سینمایی و تلویزیونی در کشور ما بوده اند. در میان این فیلمها در همه سطوح سینمای کشورمان نماینده ای وجود دارد . از سینمای طنز تا مبتذل ایران گرفته و سینمای معنا گرا و شبه روشنفکرانه به این مساله پرداخته اند. سینمای ایران نشان داده است که از شرایط فرهنگی حاکم بر جامعه مستقیما تاثیر پذیرفته و دغدغه های مردم را در قالب فیلم سینمایی به آنان نمایش میدهد که البته از بعد اقتصادی و مساله برگشت سرمایه ، سرمایه گزاران کاملا طبیعی است. اما در یکی دو سال اخیر با بیشتر شدن موضوعات اینچنینی و همچنین بحث ها و مشاجرات فراوانی که در خصوص لایحه حمایت از خانواده در سال جاری در مجلس داشتیم شائبه خط دهی جریان سینمایی کشور برای فرهنگ سازی این موضوع ( زن دوم ) بیشتر میشود. اینکه سینمای بدنه ایران از موضوعات تین ایجری و دختر و پسری به سمت مردان خانواده دار سوق پیدا کرده جدا جای تامل و بررسی بیشتر دارد.
بر اساس آمار منتشره در سایتها وبولتن های سینمایی از سال 84 به این سو فروش فیلمهای با محوریت زن دوم اینچنین سهم بازار فروش بلیط در تهران را به خود اختصاص داده است :
سال 84 : 24%
سال 85: 14%
سال86: 28%
سال 87: 33%
در سال 87 فیلمهای دایره زنگی و دعوت با فروش حدود دو میلیاردی 25 درصد کل فروش بلیط را در اختیار داشته اند ( بر اساس آمار منتشره تا تاریخ 11 دی 87 )و 33 در صد نیز به فیلمهای مورد اشاره ( با محوریت زن دوم ) که تعداد 6 فیلم را شامل میشود اختصاص یافته است و حدود 42 در صد بقیه به فیلمهای با موضوعات متفاوت (33 فیلم ) اختصاص دارد.
اما فرضیات مورد توجه در این بحث:
1- آیا موضوع زن دوم در بین خانواده های ایرانی به یک بحران نزدیک میشود؟
2- تکلیف سینمای جوان پسند ایرانی چه میشود ؟ آیا آن هم مثل سینمای کودکمان رو به قهقرا رفته است؟
3- آیا جهت دهی های فرهنگی معاونین سینمایی وزارت فرهنگ که دغدغه اصلی شان حفظ هویت ایرانی در سینماست اینچنین مصلحت دیده است ؟
4- آیا بر اساس نظر آقایانی چون شمقدری سینما وظیفه فرهنگ سازی دارد و تسهیل امر دو زنه شدن مردان با فرو ریختن قبح این مساله در راستای همان فرهنگ سازی مورد نظر است ؟
5- و دهها فرضیه دیگر
وقتی همه خواب بودند ، تراژدی آقاجاری رقم خورد
وقتی همه خواب بودند ، شهری که چون طفیلی در کنار آقاجاری ایجاد شده بود همه آنچه آقاجاری داشت را در خود بلعید.
وقتی همه خواب بودند آقاجاری محروم ترین نقطه ایران شد ، میانکوه از بهبهان جدا شد و مناطق نفت خیز آقاجاری بی سر و صدا به امیدیه رسید .
محرومیت آقاجاری تاوان خواب چند ده ساله ماست. اما آقاجاری کماکان با همه محرومیتش بخشی از بهبهان باقی ماند .
خواب بی موقع ما بد جوری به درازا کشیده است و اکنون زنگ بیدار باش ما را آقاجاری به صدا در آورده است . خواب تا کی یا شاید خود را به خواب زدن تا کی ؟
دو سال پیش در نقشه تقسیمات کشوری استانداری خوزستان دیدیم که آقاجاری را هم ( عمدا یا سهوا ) به امیدیه بخشیده اند. اینبار جمعی کوچک اما پر شور از جوانان این خاک تصمیم گرفتند در خماری خواب چند ده ساله نمانند .جوانانی که اینک رد پایشان را در سایتها و وبلاگهایی چون "بهبهان وب" "بهبهان-آرامیس" و " بشیر نذیر" میتوان دید . آقاجاری متعلق به بهبهان بود با همه محرومیتهای به جا مانده از دوران خواب سنگینمان .و این حقی بود که یک صدا فریاد زدیم و به تمامی کسانی که میتوانستیم صدای اعتراض خود را برسانیم رساندیم . اصلاح نقشه استانداری خوزستان اولین خواسته جمعی وبلاگ نویسان بهبهانی است که در آستانه برآورده شدن میباشد . فرماندار شهرمان در مصاحبه با سایت " بهبهان وب " از پیگیری اصلاح نقشه استانداری خوزستان میگوید . اگر به مقصود کوچک خود که تغییر در نقشه استانداری خوزستان است برسیم گامی بزرگ در راه پی گیری همه حقوق خورده شده مان برداشته ایم .
با امید به اینکه هر بر خواسته از خوابی امروز یکی از خواب ماندگان را بیدار کند .
" و بنده همين جا عرض مى كنم كــه در رابـطـه بـا مــحــرومـيــت
و استضعاف شهـرستان كهگيلويـه و بويـراحمد نامه اى بـديـن
مضمـون براى رئيس جمهور نوشتم كه دست شـمـا را مى
بـوسـم ، شـمـا را به آن لـحـظـه اى كــه حــضــرت زيـنــب
عليهاالسلام آمد بالاى سر حضرت ابى عبـدالله (ع)و فـريـاد زد آيـا
تـو بـرادر مـن هـسـتـى و ...دسـتـور فرماييد نسبت به احداث يك
واحد پتروشيمى در شهـرستان كهگيلويه اقـدام شـود .· دستـور
آقـاى رئـيـس جمهور اين است كه » جناب آقـاى زنگنه ، جـنـاب
آقـاى ستـارى فـر، براى خدمت به ايـن مـردم خـوب و در عين
حـال مـحـروم و در جهـت سياست توازن منطقه اى لازم است
ايــن اقــدام صــورت گــيــرد، بــا هماهنگى اقدام و نتـيـجـه را
اعلام كنيد «خيلى روشن و آشكار ايشان اين دستـور را صادر
كردند امـا من معتقـدم كـه عـواملى تـا جـايـى كـه بـتـوانـنـد نـمـى
گـذارنـد ايـن اقـدام صورت گيرد و به طور قطع اگر اين جـريـان
مـنـجـر بــه اخـراج مـن از مجلس شود، تا لحظه آخر از پاى
نخـواهم نشست . من مـى خـواهم بدانم انگـيـزه احداث خطـى كـه از
عسلويه رد مى شود و زاگرس را قطع مى كند، چه بوده است ؟ قاعدتا
در راســتــاى تــوازن مــنــطــقـــه اى و محروميت زدايى بوده است .
آقايان به من نشان بدهـنـد كـه كهگيلويه چـه وضعيتى را دارد؟ در
هـمـيـن آمــارى كـه خـود ســازمـان مديريت و برنامه ريـزى ارايه داده ،
كهگيلـويـه در كـدام جـايـگـاه قـرار دارد؟ اگر ما معتقديم كـه خـدمـت
بــراى چــنــيــن مـــردمــى بــا ايــن خصوصيات واجب و لازم است ، آن
آقايانى كه مى خواهند كارشكنى كنند، قطعـاً بدانند كه آه ايـن مـردم
دامن آنها را خواهد گرفت . اينكه بـرخى ها مى گويند عبـور اين خط كه از گـنـاوه و ديلـم و ... عبـور كـنـد مـشـكـل اسـت ، اصـلا اينطـورى
نيست ، خيلـى هـم آسان است ، اين خـط را بياورند از مسـيـر
گچساران عبور دهند تا كهگيلويه هم به حق مسلم خـود برسد و اين
بـارقه اميد در دل مردم آن به وجود آيد .· "
بدون هیچ گونه پیش داوری و پس داوری ، چرا پالایشگاه گاز بیدبلند ۲ به نام بهبهان نیست؟
چند روزی به خاطر گرفتاریهای در هم تنیده شغلی و درسی از این فضا دور بوده ام . در این مدت شاهد جنایات اسراییل در غزه بودیم که صحنه های خونین آن دل هر انسانی را به درد می آورد و البته سیمای جمهوری اسلامی هم در این مدت غزه را به هدف اصلی خبر رسانی خود تبدیل کرد و تمام مسایل داخلی مان تحت الشعاع این گونه خبرها قرار گرفت . همچنین در این مدت در همان سیمای فوق الذکر مشاهده کردیم جناب یوزارسیف ( همان حضرت یوسف خودمان ) نیز اولین اولویت حکومت داریش سفرهای استانی بود ( بدون هیچ گونه تشابهی با موارد مشابه امروزی !!) از درگیریهای عادل فردوسی پور با سازمان تربیت بدنی گرفته تا خبرهایی مبنی بر اختصاص دادن سهمیه 40 درصدی رزمندگان در دانشگاهها به بسیجیان .
و البته در بهبهان که بی خبری و پر خبری آن در دنیا ی امروز حتی نزدیک ترین روستاهایش را نیز کمتر تحت تاثیر قرار میدهد . یکی از خبرهای منتشر شده اش نقل قول فرماندار محترم در زمینه اختصاص یافتن تمامی فرصتهای شغلی پروژه احداث بید بلند 2 به بهبهانی ها بود . پیرو این خبر حکایتی از نحوه استخدام یکی از بهبهانی ها در یکی از پیمان کاریهای حاضر در این طرح خالی از لطف نخواهد بود.
" زمان حدود 2 – 3 ماه پیش ، مکان شهر بهبهان ، حدود ساعت ده صبح از طرف اداره کار بهبهان با منزل یکی از فارغ التحصیلان دانشگاههای معتبر ایران در شهر بهبهان که از فرط بیکاری ثبت نام در لیست بیکاران اداره کار را راه چاره خود یافته بود تماس گرفته میشود و از ایشان خواسته میشود هر چه سریعتر برای معرفی خود به شرکت ..... که از جمله پیمانکاران حاضر در طرح بید بلند 2 است اقدام نمایند .
ساعت ده و چهل و پنج دقیقه همان روز فرد بیکار بهبهانی با مدارک مربوط خود در محل شرکت مزبور حضور پیدا کرده و ضمن معرفی خود خواستار استخدام در شرکت مورد نظر میشود . همزمان با ایشان دو نفر دیگر از متقاضیان کار نیز که به گفته خود از ساکنان گچساران بودند در دفتر شرکت مزبور حاضر شده بودند . مسوولان دفتر شرکت پیمانکاری معرفی شده از طرف اداره کار بهبهان دو نفر گچسارانی را با نهایت لطف و مهربانی مورد تفقد قرار داده و به استخدام خود در می آورند و فرد حیرت زده بهبهانی را با این سخن به بیرون هدایت میکنند که اگر نیاز داشتیم خبرتان میکنیم فعلا نیرو هایمان را تکمیل کرده ایم !
لازم به ذکر است بیکاران گچسارانی فاقد مدرک تحصیلی مرتبط با شغل مذکور بوده و البته پیمانکار محترم ........ گچسارانی بود . فاصله زمانی تماس اداره کار با بیکار بهبهانی تا حضور ایشان در محل اعلام شده 45 دقیقه بود ."
هرچند دامن زدن به این مسایل را چندان نمی پسندم اما حتما این قضیه آنچنان شور شده که فرماندار محترم شهرمان پی گیری اخبار آن را مد نظر خود قرار داده و جفایی که در اثر قوم گرایی بر همشهریان بهبهانی ما میرود جایی برای پرداختن در سخنان فرماندار محترم داشته است.
ضمن تشکر از فرماندار محترم بهبهان که این مساله را جای بررسی و تدبر یافته اند از ایشان انتظار میرود بر نحوه استخدام غیر بهبهانی های غیر متخصص در سایت ساخت پالایشگاه و ظلم مضاعفی که بر بیکاران بهبهانی میرود نظارت بیشتری اعمال شود .
|
|