<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>بهبهان شهر ما</title>
<link>http://behbahanshahr.blogfa.com/</link>
<description>در باره بهبهان</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 16 Dec 2009 13:20:27 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>به بهانه راه اندازی سایت دکتر میثم امانی</title>
<link>http://behbahanshahr.blogfa.com/post-165.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;به بهانه راه اندازی &lt;A href=&quot;http://www.meysamamani.ir/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;سایت دکتر میثم امانی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از تندرویها و کندرویهای مرسوم در شخصیت او خبری نیست. هر چند تا کنون فرصت بودن با او شاید به دو ساعت هم نرسیده باشد اما همین اندک زمان  و درک آرامشی که از در کنار او بودن احساس میشود خود گویای همه ناگفتنی های من است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فلسفه خوانده و شعر میگوید . ذهن ناقص من بر اساس شنیده ها و خوانده های پیشین به این نتیجه رسیده بود که پایان فلسفه آغاز شعر است اما میثم ...........&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من درک روشنی از فلسفه ندارم و از شعر هم  . در تاریخ ادبیاتمان هم بدون شک شاعران فیلسوف و فلاسفه شاعر کم نداشته ایم چرا که شعر شیوا ترین زبان برای بیان اندیشه است. بر اساس نوشته های خود میثم که در بازشناسی استاد تقی آصفی سنگ تمام گذاشته است ، آن مرحوم نیز فیلسوفی شاعر بود . عاقبت فلاسفه و تنهایی شان یا سرانجام شاعران آزاد اندیش مرا به وحشت می اندازد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برای میثم سعادت و سلامت آرزو میکنم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نمیدانم من به شدت آرمانگرا و ایده آلیستم  یا .............&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;میثم نقطه آغاز مکتب فلسفی بهبهان میتواند باشد چرا که او با رویکردی بهبهانی ، مسائل و مصائب بشر را در سطح جهانی  به نظاره نشسته است. امیدوارم حضور او در عرصه بی انتهای وب مجالی برای تبادل و تضارب آراء دوستداران و صاحب نظران در حوزه فلسفه و شعر باشد و او سر منشا تحولی بزرگتر در حوزه اندیشه شهرمان.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; حضور او در مدارس تراز اول فلسفه در سطح جهان  را آرزو دارم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پایگاه اینترنتی اندیشه های دکتر میثم امانی مجالی است برای دمی اندیشیدن. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 16 Dec 2009 13:20:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=behbahanshahr&amp;postid=165</comments>
<dc:creator>behbahanshahr</dc:creator>
<guid>http://behbahanshahr.blogfa.com/post-165.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>22 آذر</title>
<link>http://behbahanshahr.blogfa.com/post-164.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img2.tinypic.info/files/t963azbyf1pnqb654e2q.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; ۱۲دسامبر سال 525 ميلادی در نشستی که در کاخ پادشاهی ايران در شهر تيسفون بر گزار شده بود تني چند از مقامهای کشوری و لشکری که تحت نفوذ افکار مزدک قرار داشتند با پيشنهاد بزرگ وزير قباد يکم شاه وقت ايران از دودمان ساسانيان به گذاردن نام قباد برشهر تازه ساز ميان شوش و استخر(شيراز) مخالفت کردند و گفتند که نبايد نام يک شاه زنده (در طول حيات او) بر يک شهر گذارده شود که تاريخ از اين عمل ، قضاوت تملق گويی خواهد کرد و قباد که خود او هم متمايل به انديشه های مزدک بود پذيرفت که نام ديگری بر شهر گذارده شود. پيشنهاد شد که نام شهر را «ارگان» بگذارند و پس از درگذشت قباد، با جلب نظر جانشين او شهر به اسم وي تجديد نام يابد ؛ زيرا اين شهر تازه به دستور قباد و زير نظر مستقيم او ساخته شده بود و محل آن را نيز خود قباد در کنار رودخانه مارون تعيين کرده بود. رسم شاهان ساسانی بود که هر کدام يکی _ دو شهر تازه بسازند. به نوشته پاره ای ازمنابع بيزانس (قسطنطيه)، قباد شخصا در اين جلسه خواسته بود که شهر تازه به نام او خوانده شود؛ که به نظر درست نمی آيد.&lt;BR&gt;    شهر ارگان بعدا ويران و متروک شد _ احتمالا بر اثر زلزله و عوامل طبيعی _ و نفوس آن ترجيح دادند که به جای نقل مکان به شهر کوچک «بهانBohan » در همان نزديکی ، شهری به فاصله ای نه چندان دور در جنوب ارگان برای خود بسازند که پس از تکميل بنای اين شهر، نام آن را «به بهان» به معنای بهتر از « بهان » گذاردند که تا به امروز باقی مانده است و شهری است قديمی.&lt;BR&gt;     بايد دانست که مزدک که انديشه های او در زمان حکومت قباد يکم ( گواد - کواد ) منتشر و ترويج شد پايه گذار سوسياليسم در جهان بشمار می رود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برگرفته از سایت &lt;A href=&quot;http://www.iranianshistoryonthisday.com/FARSI.ASP?u=&amp;HD=21&amp;HM=9&amp;I1.x=24&amp;I1.y=6&quot; target=_blank&gt;دکتر نوشیروان کیهانی زاده&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته تاریخ ۲۲ آذر که پیش از این در بهبهان به عنوان روز نامگذاری ارگان ذکر شده بود در مطالب منتشره از سوی دکتر کیهانی زاده ۲۱ آذر(۱۲ دسامبر ) میباشد . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 04 Dec 2009 05:33:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=behbahanshahr&amp;postid=164</comments>
<dc:creator>behbahanshahr</dc:creator>
<guid>http://behbahanshahr.blogfa.com/post-164.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حاشیه ای بر یک برنامه تلویزیونی</title>
<link>http://behbahanshahr.blogfa.com/post-163.aspx</link>
<description>توی این پست بهتر دیدم از حاشیه ای که امروز در پخش یک برنامه تلویزیونی زنده در شبکه اصفهان پیش آمد مطلبی را درج کنم . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روزهای جمعه برنامه ای از شبکه استانی اصفهان با اجرای &lt;FONT color=#cc0000&gt;رضا رشید پور&lt;/FONT&gt; به صورت زنده پخش میشود. روال پخش این برنامه دعوت از هنرپیشگان و ورزشکاران معروف و مصاحبه های عامه پسند با آنها ست. در تاریخ 6/9/88 هم این برنامه 3 مهمان هنرپیشه داشت به نامهای&lt;FONT color=#ff0000&gt; هانیه توسلی ، ملیکا شریفی نیا و امیر حسین رستمی &lt;/FONT&gt;که در سریال شمس الاماره نقش های لیلا ، دریا و شکور را برعهده داشتند. نکته جالب در پخش این روز سوالی بود که رشید پور از مهمانان پرسید .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#6600cc&gt;سوال این بود&lt;/FONT&gt; : نظر شما در مورد عشق به وطن چیست ؟ طبق معمول جوابهای کلیشه ای از سوی مهمانان انتظار میرفت اما پاسخ ملیکا شریفی نیا بدجوری همه را غافلگیر کرد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ملیکا گفت : من فقط توی ایران زاده شدم و هیچ عرق ملی ندارم . از آب و هوای ایران بدم میاد و دوست داشتم توی کشوری با آب و هوای سرد تر زندگی میکردم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رضا رشید پور که تغییر رنگ چهره اش و رنگ به رنگ شدن او حتی در تلویزیونهای سیاه و سفید هم مشخص بود در حالی که غافلگیر شده بود سعی در پوشاندن کلمات خارج شده از زبان ملیکا داشت . برنامه به بهانه پخش موسیقی قطع شد و پس از پخش مجدد هر چه رضا رشید پور از ملیکا میخواست که حرفهای او را تکرار کند و بگوید که منظور من آب وهوای ایران بوده  و من برای کشورم می میرم ملیکای 23 ساله بر حرف خود پافشاری میکرد تا خلاصه دفعه سوم  با تلاشهای رشید پور ملیکا شریفی نیا گفت امیدوارم مردم کشورمون منظور من رو بد برداشت نکرده باشند و من هم عاشق کشورم هستم اما آب و هوای گرم ایران با بدن من سازگار نیست و خلاصه ببخشید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نکته جالب در این برنامه دستپاچه شدن رضا رشید پور بود که با سابقه ای که از او در اذهان بود و تبحری که در جمع کردن تپقهای مهمانانش داشت امروز بدجور کم آورده بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 536px; HEIGHT: 445px&quot; height=465 src=&quot;http://saroseda.com/uc/out.php/i4152_zenderood.www.niksite.com7.jpg&quot; width=568&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 27 Nov 2009 13:41:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=behbahanshahr&amp;postid=163</comments>
<dc:creator>behbahanshahr</dc:creator>
<guid>http://behbahanshahr.blogfa.com/post-163.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فرودگاه برای دیگران است</title>
<link>http://behbahanshahr.blogfa.com/post-162.aspx</link>
<description>تیتر بعضی از خبرگزاری ها طی چند روز پیش:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۵ فرودگاه دیگر به فرودگاههای تعطیل کشور اضافه شدند و در متن خبر به تصویب احداث ۵ فرودگاه در ۵ شهر کشورمان اشاره شده بود . البته بهبهان در میان ۵ شهر یاد شده به چشم نمیخورد تا کماکان امیدوار بمانیم که طی دهه های آینده یکی از شعارهای انتخاباتی جذاب مدعیان نمایندگی مردم بهبهان پی گیری احداث فرودگاه در بهبهان باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;توضیح: احداث فرودگاههای محلی در جهان امروز حق طبیعی ساکنان هر منطقه میباشد خصوصا مناطقی که از شهرهای بزرگ دور افتاده اند . اما توجه به بازگشت سرمایه و سود دهی اقتصادی امری است که نمیتوان آنرا نادیده گرفت .واقعیت تعطیل بودن بسیاری از فرودگاهای محلی ساخته شده در کشور ما حکایت دنباله دار اتلاف سرمایه ها در کشوری است که مکان یابی جهت توسعه فقط بر اساس ارتباطات قومی وقبیله ای تعریف می شود. بهبهان به دلایل متعدد مستحق داشتن فرودگاهی متناسب با شرایط ویژه خود میباشد. مرکزیت داشتن در منطقه ای با جمعیت بالغ بر ۵۰۰ هزار نفر که در صورت ایجاد جاده های دسترسی مناسب حد اکثر فاصله آنها با شهر بهبهان ۴۰ دقیقه خواهد بود بهترین توجیه برای تعریف اقتصادی فرودگاهی است که تصویب ساخت آن با هزار اما و اگر مواجه است.در تعریف اهداف ساخت فرودگاه در بهبهان مرکزیت این منطقه در خدمات رسانی به شهرهای گچساران ِدهدشتِ امیدیه ِ دیلم و ....باید در نظر گرفته شود و نام یک فرودگاه منطقه ای بر تارک آن بنشیند نه یک فرودگاه محلی.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته ما که فعلا در &quot;ت &quot; تصویب ساخت فرودگاه مانده ایم  و دلخوشیم به شعارهای انتخاباتی قرون آینده مدعیان نمایندگی شهرمان. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 03:27:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=behbahanshahr&amp;postid=162</comments>
<dc:creator>behbahanshahr</dc:creator>
<guid>http://behbahanshahr.blogfa.com/post-162.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زلزله</title>
<link>http://behbahanshahr.blogfa.com/post-161.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;نمیدانم زلزله های زنجیره ای سال 1370 به خاطر کسی مانده است یا نه . از روز 9 آبان آن سال که اولین زلزله بهبهان را لرزاند تا 13 آبان آن سال که زلزله 4/6 ریشتر را تجربه کردیم (حدود ساعت 5 صبح) و بعد از آن بیش از یک ماه چادر نشینی و آوارگی . در آنروزهای ترس و واهمه عده ای مدعی ارتباطات ویژه با امامان معصوم شدند و برای عده ای هم بعضی مکانهای خاص مقدس شمرده شد و مکان امن لقب گرفت ( نمونه آن تل قماربازان بود) . و چه آسان این مدعیان و آن مکانها جماعتی را به خود متوجه کردند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;براستی ترس و جهل و...و اثر آن بر رفتارهای انسانهای حتی به ظاهر آگاه را در آن دوران چه خوب مشاهده کردیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کاش دیگر زلزله را نبینیم.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 08:36:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=behbahanshahr&amp;postid=161</comments>
<dc:creator>behbahanshahr</dc:creator>
<guid>http://behbahanshahr.blogfa.com/post-161.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از حاشیه به حاشیه ( بعد از مراسم بزرگداشت استاد آصفی)</title>
<link>http://behbahanshahr.blogfa.com/post-160.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;همایش بزرگداشت مرحوم استاد  تقی آصفی جمعه گذشته در فرهنگسرای بهبهانیان برگزار شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;متاسفانه به دلیل کثرت گرفتاریهای شخصی و شغلی سعادت حضور دراین مراسم را ازدست دادم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شاید به همین یک دلیل  صلاحیت گفتن و نوشتن از مراسمی که در آن نبوده ام را ندارم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما من از بعد دیگری قصد دارم به این مراسم  نگاهی داشته باشم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مراسمی برگزار شد و گذشته از تهیه مقدمات و گرفتن مجوزها و سختی های جانکاه اجرای یک مراسم آبرومند که طی این مدت بر برگزار کنندگان آن -خانواده محترم آصفی و خصوصا دوست عزیز صادق آصفی گذشت آنچه باقی ماند نقد هایی بود که شفاهی یا مکتوب بر نحوه اجرا تا محتوای برنامه های اجرا شده از سوی بعضی از حاضران در این مراسم ایراد شده است. مطالبی که خصوصا در فضای مجازی اینترنت در وبلاگهای &lt;A href=&quot;http://www.mastaneh3.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;مستانه -3&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;- &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.noorandish.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;نوراندیش&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;- و &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.behbahantiwa.com/main01/169-yishishshsh-shyoshhshyoshhshshh-shyeyshhsh-shshi.html&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;بهبهان تیوا&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; در حاشیه این مراسم نگاشته شد همگی ارزشمند و قابل تامل هستند و جای آن دارد دبیر خانه این مراسم و به خصوص موسسه فرهنگی پژوهشی فرهنگ عامیانه بهبهان که منزل مرحوم آصفی قرار است به این نام مزین شود در جمع آوری و مستند کردن این نقدها اقدام کند و آنها را نیز مانند آثار ارائه شده در روز همایش در جزوات جداگانه حفظ و نگهداری کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یادمان باشد این مراسم به صورت کاملا غیر دولتی برگزار شده و به دلایل مختلف مراسمی که قرار بود  در زمان حیات آن بزرگوار برگزار شود طبق رسم معمول کشور ما به بعد از حیات ایشان موکول شد . موانع انجام این مراسم (خصوصا بر غیر دولتی بودن آن تاکید میکنم ) و شاید کم تجربگی همه ما در برگزاری اینگونه مراسم مطمئنا چه به لحاظ شکل و چه به لحاظ محتوی کاستی هایی را به همراه داشته است که بخشهایی را میتوان با مراسمی که با بهانه های مشابه در اینده برگزار میشود ( ان شاالله برای کسانی که در قید حیات هستند ) کمتر  کرد و البته محدودیتهای دولتی خوان هفت گانه ایست که نیاز به تعامل بیشتر اصحاب فرهنگ با صاحب منصبان دولتی در شهر ودیار ما دارد ( و البته حق این است که صاحب منصبان با اهالی فرهنگ به دنبال تعامل باشند ) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خلاصه کلام اینکه با جمع آوری و حفظ نقد ها و شاید درد دلهای ایراد شده در خصوص این مراسم بر تجربه های ما در برگزاری آیین های نکوداشت بزرگان شهرمان افزوده شود و مطمئنا هیچ مکانی جز موسسه فرهنگی پژوهشی فرهنگ عامیانه بهبهان یا همان منزل مرحوم آصفی برای اینکار مناسب تر نخواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بدینوسیله به خانواده آصفی به خصوص دوست عزیز صادق آصفی که در برگزاری این مراسم خستگی های جانفرسایی را به جان خریدند خسته نباشید و خدا قوت میگویم.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 21 Oct 2009 15:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=behbahanshahr&amp;postid=160</comments>
<dc:creator>behbahanshahr</dc:creator>
<guid>http://behbahanshahr.blogfa.com/post-160.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حدیث مکرر مطالبه حق </title>
<link>http://behbahanshahr.blogfa.com/post-159.aspx</link>
<description>بدلیل اهمیت این موضوع بهتر دیدم همزمان با انتشار آن در سایت &lt;A href=&quot;http://beshirnezir.com/&quot; target=_blank&gt;بشیر نذیر&lt;/A&gt; در این وبلاگ نیز به آن بپردازم.
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آیا ما حق داریم ؟ آیا حق اعتراض داریم ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آیا میتوانیم نسبت به بی توجهی های صورت گرفته در قبال منابع طبیعی خود صدای اعتراض سر دهیم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آیا ما منابع طبیعی خود را می شناسیم؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این بار از نفت و منابع زیر زمینی شهرمان نمیگویم. این بار حدیث آب  است و آبادانی. هزاران سال از روان بودن آب بر پهنه دشت گون شهر ما می گذرد. می گویند حاصلخیزی زمینهای دشت بهبهان بد نیست . شهری که میان دو رود بنا شده است . خیرآباد یا همان که زهره هم میخوانندش و مارون.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این دو رود در حرکت مارگون خود بر پهنه دشت بهبهان در نقطه ای نزدیک ترین فاصله را به هم پیدا میکنند و این نقطه همان جاییست که شهر ارجان را بنا نهاده بودند .شهر ارجان در کنار رود مارون اما در موقعیتی قرار داشت که نزدیکترین فاصله را هم به رودخانه خیرآباد داشته باشد. روزها گذشتند و سالها رفتند . از ارجان جز سایه ای هیچ نماند و انچه ماند را بهبهان خواندند .این بار ما از رودها فاصله گرفتیم  اما این رودها کماکان دشت بهبهان را سیراب میکردند. بهبهان به دلیل دوری یک فرسنگی از مارون و چهار فرسنگی اش از خیر آباد هیچگاه از منابع آبی این دو رود منتفع نشد. از همان روز اول مکان یابی بهبهان برای جانشینی ارجان مساله دار شد. کشاورزان بهبهانی در نزدیکی رودها ی خروشان سرزمین خود به کشت دیم پناه بردند و کشاورزی در سرزمین ما آنچنان که باید نشد که نشد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روزها به امروز رسیدند . سد سازی در کشور ما رونق گرفت و پیرو  این رونق  مارون و آریو برزن و تنگ تکاب میزبان سد مارون شدند . زمین های پایین دست مارون باید از طریق سیستمهای مدرن آبیاری آب جمع شده در پشت سد را پذیرا میشدند و انقلاب کشاورزی در شمال و غرب بهبهان به وقوع می پیوست. چند درصد از این طرح عملی شد ، نمیدانم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما در خیر آباد تراژدی دیگری در حال رقم خوردن بود .سد کوثر را در بالادست رودخانه بنا نهادند. آب این رودخانه مطبوع بود و مطلوب . در تعریف اهداف ساخت سد آبرسانی به شهرهای حاشیه خلیج فارس را گنجاندند و البته آبرسانی به زمینهای پایین دست رودخانه و انقلاب کشاورزی که در دشت بنه باشت باید به وقوع می پیوست .سیستم آبرسانی  که از سد کوثر بنا میشد باید از ابتدای جاده زیدون تا ورای دره گره مابه را سیراب میکرد و دشتی سبز هزاران نفر از جوانان این دیار را به کار کشاورزی و صنایع تبدیلی مرتبط با آن مشغول میکرد. خاک این منطقه حاصل خیز بود و منتظر آب. اما اهداف ملی در تقابل با اهداف منطقه ای ما قرار گرفت. اولویت اول آبرسانی به شهرهای حاشیه خلیج فارس اعلام شد. با سرعتی باور نکردنی خط لوله 56 اینچی ( قطر لوله حدود 1متر و ۴۰ سانتی متر ) کشیده شد و  بخش اعظم آب رودخانه از دشت بهبهان به شهرهای دیگر انتقال یافت . اینک از بند دیلم تا گناوه و بوشهرو تا بندر لنگه سیراب از آب دشت بهبهان شدند . اما دشت همچنان تشنه ماند و در انتظار بارانهای پاییزی و کشت دیم سنتی .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هیچ کس از حوزه آبریز رودخانه خیر آباد حرفی نزد و هیچ کس پی گیر نشد . آیا ما از رودخانه جاری در شهرمان سهمی داریم ؟ آیا جاری شدن مقدار کمی از آب این رودخانه در لوله های آب شرب شهرمان تمام سهم ما از این نعمت خدادادی است ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://beshirnezir.com/&quot;&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 06 Oct 2009 14:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=behbahanshahr&amp;postid=159</comments>
<dc:creator>behbahanshahr</dc:creator>
<guid>http://behbahanshahr.blogfa.com/post-159.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شبهای این روزهای بهبهان</title>
<link>http://behbahanshahr.blogfa.com/post-158.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;بهبهان این سالها با چند سال پیش چه تفاوت عمده ای داشته است؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شاید هر کس از زاویه دید خود مسائلی را در باب تغییر شرایط حاکم بر شهر بهبهان  عنوان کند و بسیاری نیز بهبهان را کماکان همان شهر سابق با همان خصوصیات بدانند و جمله معروف این شهر هیچگاه نغییری نخواهند کرد را بر زبان بیاورند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما من بهبهان این روزها یا به عبارت بهتر بهبهان این شبها را متفاوت تر از سالهای پیش میبینم. سالهایی که ساعت 8 شب شیپور خاموشی در شهر ما زده میشد و جنبش و حرکت مردم به حد اقل خود میرسید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما شبهای کنونی بهبهان اینگونه نیست. مردمی که تا پاسی از شب در خیابانها رفت و آمد میکنند و جوانانی که یک موتور همه تفریح و لذت آنان از سالهای جوانی را معنی میکند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما تغییر عمده به نظر من در افزایش قابل ملاحظه غذاخوری ها یا به عبارت دیگر رستورانها ، ساندویچی ها و فست فودها خود را به نمایش میگذارد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هر چند تعداد دقیق غذاخوری های شهرمان را  نمیدانم و متوسط سرانه غذاخوری ها در شهرهای مشابه شهر خود مان یا حتی شهر های بزرگ کشور را نمیدانم تا بتوان مقایسه ای در این مورد انجام داد اما با اتکا به حافظه نه چندان قوی میتوان بهبهان را با بهبهان چند سال پیش مقایسه کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تعداد غذاخوری های شهر بهبهان بسیار چشمگیر شده است البته نسبت به چند سال پیش ، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ریشه یابی علل رشد حاضران در این صنف در نوع خود جالب توجه خواهد بود . مطمئنا نمیتوان برای این مساله ریشه های تاریخی و فرهنگی قائل شد چرا که در شهر ما و فرهنگ حاکم بر آن چندان غذا خوردن در رستورانها و غذاخوریها عادتی مرسوم نبوده است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در بعضی مطالعات اجتماعی تعداد بالای غذا خوریها یکی از فاکتورهای جامعه شادمان و در یعضی دیگر از مطالعات از مشخصه های جوامع مرفه و یا جوامعی که از درصد بیکاری پایینی بر خوردار هستند و اشتغال در سطح بالایی قرار دارد عنوان شده است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اینکه جامعه ما شادمان است یا نه موضوع بحث نیست اما آمارها از افزایش نگران کننده نرخ بیکاری در شهر ما خبر میدهند .پس ما جامعه ای با سطح اشتغال بالا هم نداریم .........اما شاید همین بیکاری فزاینده دلیلی بر رشد تعداد ساندویچی ها و فست فودها باشد یا به عبارتی دیگر این پیشه جذاب به عامل اشتغالزایی در شهر ما بدل شده باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دلیل هر چه باشد رونق این بازار خاص که نشانه تغییر در رفتارهای فرهنگی  جامعه ما میباشد را به فال نیک میگیرم ، اما در کنار آن آرزویی نیز میکنم ، همانگونه که تغییر در فرهنگ غذا خوردن ما حادث شده و به تبع آن تعداد رستورانهایمان زیاد شده  شاهد رشد قارچ گونه!!! خانه های فرهنگ و فرهنگسراهای متعدد در شهر مان باشیم تا ضمن پر کردن اوقات فراغت پر از موتور جوانان شهرمان روح فرهنگ و نوای دلنشین هنر ، شعر و ادبیات بر شهرمان سایه اندازد .چه خوب میشد به ازای هر 5 ساندویچی که غذای جسم ما را تامین میکند در  یک فرهنگسرا هم غذای روحمان را سفرش میدادیم.  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 28 Sep 2009 21:05:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=behbahanshahr&amp;postid=158</comments>
<dc:creator>behbahanshahr</dc:creator>
<guid>http://behbahanshahr.blogfa.com/post-158.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دانستنی هایی از بیدبلند 2</title>
<link>http://behbahanshahr.blogfa.com/post-157.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;دانستنی هایی از پالایشگاه گاز بیدبلند 2&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پروژه بید بلند 2(پالایشگاه گاز بهبهان ) بزرگترین طرح تصفیه گاز ایران به شمار میرود که در 15 کیلومتری غرب بهبهان در دست احداث میباشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در سال 2007 سیصد میلیون یورو برای احداث این پالایشگاه اعتبار تخصیص یافت که بعد از بهره برداری از پروژه پیش بینی مشیود ظرف 22 ماه سرمایه آن برگشت داده شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خوراک این پالایشگاه از گازهای حوزه پارس جنوبی در عسلویه تامین خواهد شد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در این پالایشگاه 57 میلیون متر مکعب گاز طبیعی در روز تصفیه خواهد شد که 47 میلیون متر مکعب آن به شبکه گاز سراسری  ارسال خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گاز شیرین  خروجی از این پالایشگاه که درصد بالایی از آن اتان خواهد بود خوراک پتروشیمی گچساران را تامین خواهد کرد .همچنین میعانات گازی تولید شده خوراک پتروشیمی بوعلی در بندر امام خواهدشد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مطالعات امکان سنجی این پروژه در سال 2000 شروع شده و با احتساب قیمت 30 دلار برای هر بشکه نفت در آمد سالانه این پالایشگاه بالغ بر 700 میلیون دلار تخمین زده میشود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این پروژه در دو بخش احداث خواهد شد که که بخش الف آن که شامل تاسیسات پالایشگاهی است در شهرستان بهبهان و بخش ب آن که شامل تاسیسات انبارداری (مخازن نگه داری )و صادرات است در شهرستان بندر امام ایجاد خواهد شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با توجه به اهمیت این پروژه در اقتصاد شهرستان بهبهان و رویکرد تاریخی وزارت نفت در بهبهان زدایی از منابع نفتی لزوم توجه بیشتر مسوولین و مردم بهبهان بر حقوق خود از تاسیس این پالایشگاه در بهبهان احساس میشود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; همچنین با توجه به اهمیت صنایع پایین دستی چون واحد های پتروشیمی  و کارخانجات وابسته شهرستان بهبهان از موقعیت مناسبی برای تبدیل شدن به قطب صنعتی در این زمینه برخوردار است که همت بلند همه مسوولین امر را طلب میکند . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Sep 2009 19:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=behbahanshahr&amp;postid=157</comments>
<dc:creator>behbahanshahr</dc:creator>
<guid>http://behbahanshahr.blogfa.com/post-157.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آب است تنها </title>
<link>http://behbahanshahr.blogfa.com/post-156.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;آب است تنها&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; یعنی فرصت اندکی بیش نمانده&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پیر مرد به سختی خود را از پله ها به پشت بام میرساند . او روزی سه بار این مسیر راطی میکند تا بر فراز خانه بانگ اذان سر دهد. اذان را امروزه از همه بلند گوهای مساجد شهر میتوان شنید اما در ماه رمضان او یک کار منحصر به فرد دیگر هم انجام میدهد . لحظاتی قبل از اذان صبح ندای &lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;آب است تنها&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; که از گلوی نحیف و صدای لرزان او به گوش میرسد یاد اور سنتی دیرینه در شهر کهن بهبهان است. دقایقی مانده به اذان صبح برای آگاهی دادن به جماعت مسلمان که برای خوردن سحری خواب نوشین بامدادان را  جواب رد داده اند شنیدن ندای &lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;آب است تنها&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; یعنی اینکه فرصتی اندک به اندازه خوردن لیوان آبی برای جمع و جور کردن خود بیش ندارند. صدای پیرمرد را شاید در سکوت دلنشین صبحگاهی فقط تا چند خانه دورتر کسی نشنود اما او به رسالت خود ایمان دارد. و این رسم قدیمی در بهبهان و شاید چند شهر جنوبی دیگر البته با سبک و سیاقی متفاوت روزگاری نه چندان دور رسم معمول بوده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امروزه در شهر ما و به زور زندگی مدرن شده مان این رسم جایگاهی در زندگی نوین ما ندارد , هرچند ندای &lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;آب است تنها&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; را هستند هنوز پیرمردانی که زیر لب زمزمه میکنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;آب است تنها&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; تمثیلی است از فرصتهای اندک ما . یادآور لحظات گذرایی است که برای ورود به صفحه های جدید زندگی در اختیار داریم و نشنیدن صدای آن یعنی سوختن زمان اندک در اختیار. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امروزه زمان گذر خود را سرعت بخشیده و برای سربلند شدن و پیروز شدن فرصتهای اندکی در اختیار ماست که گاه از فرصت خوردن لیوان ابی نیز کمترند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;براستی چه کسی ندای &lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;آب است تنها&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; را برای جامعه خواب زده ما بانگ میزند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;آب است تنها&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; یعنی اینکه اگر نجنبیم گذر لحظه ها حتی فرصت خوردن آب را هم از ما دریغ خواهد کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;باور کنیم. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Sep 2009 10:51:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=behbahanshahr&amp;postid=156</comments>
<dc:creator>behbahanshahr</dc:creator>
<guid>http://behbahanshahr.blogfa.com/post-156.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
